هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
210
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
« كمپانى » با دولت « عثمانى » تا 50 سال قرار داده است كه بعد از انقضاى اين مدت ، « ليمان » و « خيابان » حق دولت « عثمانى » باشد . محصولات « ارضيه » از قبيل اثمار و فواكه ممتاز و ترياك و راوند « 1 » و پشم و جو و گندم و سيسام « 2 » به عمل مىآيد . حاصلات « صنّاعيه » نمد ، قالى ، گليم و صنايع زرگرى و زرينهبافى و بعض حرير بافى نسج مىشود . از جمله معادن مشهورش ، يكى « معدن گوگرد » است در نزديكى « مغنسيا » « 3 » . روز دوشنبه ، هيجدهم شهر شوال 1296 [ ه . ق . ] غروب از « خليج ازمير » كشتى بيرون آمده ، از دماغهء « قرهبورون » « 4 » عبور كرده ، نزديك به ساحل حركت مىكرد . ناگاه باد تندى برخاسته ، توفان غريبى شده ، اهل كشتى به وحشت افتاد ، تلاطم دريا كشتى را فراگرفته ، امواج چون كوه به « واپور » خورده ، جميع مسافرين را منقلب ساخت . تا 3 ساعتى راه ، انقلاب هوا و موج دريا شدت داشت . بعد از آن ، تخفيف و آرامى حاصل گرديد . معلوم شد كه اين توفان و باد ، همه وقت در دماغهء « قرهبورون » هست . [ كيوس ] 5 ساعت از شب گذشته ، به اسكلهء جزيرهء « كيوس » ، « 5 » كه عثمانىها « سقز » گويند ، رسيديم . در اين جزيره « مصطكى » « 6 » بسيار خوبى ، كه مراد عثمانىها « سقز » است ، به
--> ( 1 ) . ريوند ( rivand ) ، ريشه ريواس ، كه Rhubarbe هم نوشته مىشود و ظاهرا از زبان چينى به فارسى آمده است . ( 2 ) . كنجد ( Sesame ) . ( 3 ) . مانيسا ( manisa ) ، مركز استانى به همين نام در 30 كيلومترى ( 20 ميلى ) شمال ازمير ( Izmir ) كه مغنسيا ( Magnesia ) ناميده مىشد و در سال 1997 م . 148 ، 207 نفر جمعيت را در خود جاى داده بود . ( 4 ) . Karaburun . . ( 5 ) . كيوس Khios يا خيوس ( Chios ) جزيرهاى در شرق يونان در درياى اژه كه طول آن 50 كيلومتر ( 30 ميل ) و عرض آن 24 كيلومتر ( 15 ميل ) است كه از دوره روم باستان تا سلجوقيان و عثمانىها اهميت خاصى داشت . در سال 1981 م . 870 ، 50 نفر جمعيت داشته است . ( 6 ) . مصطكى ( mastaki ) از واژه يونانى « ماستيخه » ( mastikhe ) اخذ شده و يك نوع صمغ زرد رنگ يا سقز شبيه به كندر است و در فرانسوى آن را ماستيك ( mastic ) گفته مىشود . بهترين مصطكى را در گذشته